We thank Nasir Jan Naziri for making this beautiful video of our legend.

احمد ظاهر الماس شرق(رادیویی) چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
ترتیب ویدیو(بهار ویدیو) نصیر نذیری
دکلمه شعر: اقلیما جان (مخفی)
Song # 209
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
بر دشمنان نشستی دل دوستان شکستی بجای سرمه زچشم تو خواب می ریزد
بجای خنده زلعلت شراب می ریزد
تو از شگوفه ی خورشید هم شگفته تری
زهر نگاه تو صد آفتاب می ریزد سر شانه را شکستم به بهانه ی تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند دراز دستی به کمال عذر گفتم که به لب رسيد جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی؟ نگاه وحشیت از من چه آهوانه رمید
مگر بجای نگاهت شتاب می ریزد
سرم زمهر تو با مهر همسری دارد
دلم زمهر تو مانند آب می ریزد
زبس به خرمن جانم نگاهت آتش زد
ز حرف حرف دلم التهاب می ریزد ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی شناسی
به در کنشت منشين تو که بت نمی پرستی
Instead of my head, I fall asleep from your eyes.
Instead of laughing, wine is pouring.
You are more surprising than the bloom of the sun
The poison of your look drops a hundred suns. I broke the head of my shoulder with the excuse of longing.
So that your hair doesn’t get long with the ring of your hair. I apologized to all that I reached my lips my dear.
You said with pride that are you still here? Your wild look has gone away from me.
Does it fall in haste instead of looking?
My head has a wife with your kindness.
My heart pours from your kindness like water.
Your look was on fire at my soul.
From the words of my heart, there is inflammation. Pass the round of Kaaba, you do not know the truth.
Don’t sit at the door of your action, you don’t worship id ·


Source

ahmadzahir

Author ahmadzahir

More posts by ahmadzahir

Join the discussion 13 Comments

Leave a Reply