مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
در بهار روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
يا خزان خــــــــــالی از فرياد و شور
خاک ميخواند مرا هر دم به خويش
ميرسند از ره که در خاکم نهنــــــــــــد
آه شايد عاشقانم نيمه شــــــــــب
گل به روی گو ر غمناکم نهنـــــــــــد
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم شويند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه ها ی نام و ننگ

source

Eman Bahmanyar

Author Eman Bahmanyar

More posts by Eman Bahmanyar

Join the discussion 10 Comments

Leave a Reply