يا تن رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد

دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
يا تن رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد
بگشای تُربتم را بعد از وفات بنگر
کز آتش درونم دود از کفن بر آيد
بنمای رو که خلقی واله شوند و حيران
بگشای لب که فرياد از مرد و زن بر آيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگ دستان کی زان دهن بر آيد
بر بوی آنکه در باغ يابد جلا ز رويد
آيد نسيم و هر دم گرد چمن بر آيد
گويند ذکر خيرش در خيل عشق بازان
هر جا که نام حافظ در انجمن بر آيد

حافظ شيرازی

source

Sharif Ahmadzai

Author Sharif Ahmadzai

More posts by Sharif Ahmadzai

Join the discussion 23 Comments

Leave a Reply