0



Thanks for liking your comment and subscription
ممنون از لایک٬ تبصره و سبسکرایب شما دوستداران احمد ظاهر جان. در پنای خدا جان باشید
د ستاسو خوښول٬ نظر او ګډون څخه ډېره مننه. ښاد او سرلوړي اوسئ
Ташаккур барои писандидани шарҳ ва обунаатон

احمد ظاهر جان در رادیو افغانستان ۱۳۴۶
شعر از استاد خلیلی
آهنگساز احمد ظاهر جان
نوازندگان
پیانو اکبر نایاب – گیتار عمر سلطان – بانگو درم فرید ځلاند – جاز نبیل مسکنیار

شبهای روشن، تنها نشینیم – در پهلوی هم، در نور مهتاب
تا باد خیزد، نالنده از کوه – تا نور افتد، لرزنده بر آب
در کوه پیچد، دلکش صدایی – از دور آید، گلبانگ نایی
غم های دل را با هم بگوییم – من با نیازی، تو با ادایی
زین آب خندان، آیینه بندم – تا صبح بینی، روی چو ماهت
از شاخ سنبل، شب شانه سازم – تا برفشانی موی سیاهت
این خلوت عشق، این شام زیبا – این لرزش موج، این رقص اختر
من دیده پرخون، تو گـُل به دامن – من شعر برلب، تو شور برسر
باد بهاران، از بعد مردن – بر تربت من، زین گـُل بکاری
ای ابر نیسان، بر مدفن من – در پای این کوه، اشکی بباری
با نالۀ زار، با صوت محزون – بر روی آن قبر، بلبل، تو هم باز
چندان بنالی، کاندر دل خاک – از نالۀ تو، نالم به آواز

source

دوستداران احمد ظاهر جان Dost daran Ahmad Zahir Jan

Author دوستداران احمد ظاهر جان Dost daran Ahmad Zahir Jan

More posts by دوستداران احمد ظاهر جان Dost daran Ahmad Zahir Jan

Join the discussion 6 Comments

Leave a Reply